مژ فیلم :: بهمن قبادی   ::  خبر   ::  فیلم بلند   ::  فیلم کوتاه   ::  نقد   ::  مصاحبه   ::  گالری عکس ها   ::  تماس

 

 نقد «لاك پشت‌ها هم پرواز مي‌كنند» از کارینا چوکانو


در این فیلم فیلمساز کرد ایرانی، بهمن قبادی بچه های کرد عراقی تناقضهای جنگ را جسورانه تجربه می‌کنند.
در اولین صحنه فیلم «لاک‌پشت‌ها پرواز می‌کنند»، گروهی از بچه های کرد ساکن شمال عراق در حالی‌که هر کدام یک آنتن تلویزیون را مانند بادبادک‌هایی در دست گرفته‌اند، در دشتی ایستاده‌اند

(«کانال‌های سکسی» توسط صدام حسین ممنوع شده‌اند، ولی کانال‌های خبری نه). آنتن‌ها برای جمع آوری اطلاعات در مورد جنگ در شرف وقوع هستند. اما در کنارآن موضوعی سرگرم کننده و هیجان آمیز برای روستاییان و پناهندگان نیز به حساب می‌آیند. کاک (سوران ابراهیم) نوجوان با ذکاوت 13 سالۀ روستا، مشهور به« ستلایت»، (ماهواره)، یک دیش ماهواره می‌خرد و آن را بر روی پشت بام پیر ده نصب می‌کند. موقعی‌که تصویر «بوش»، (Bush ) و «رامسفلد»، (Rumsfeld ) در تلویزیون دیده می‌شود، او ترجمه می‌کند: مستر بوش پیش بینی می‌کنه که بارون میاد.

بچه ها در «لاک‌پشت‌ها پرواز می‌کنند» مانند کاراکترهای جوان فیلم‌های نئورئالیستی ایتالیا همچون «سیوشیا»، (Sciuscia) ویتوریو دسیکا و «آلمان سال صفر»، (Germany Year Zero) روبرتو روسلینی، عملگرا هائی (پراگماتیستهای) مقاوم شده و درمان یافته از احساسات گرایی ناشی از جنگ، تهی دستی، حضور همیشگی زمین‌های مین و سربازان عراقی هستند. اگرچه که همۀ این کودکان شاهد این‌گونه وقایع بوده‌اند، اما سرسختانه در درون خویش کودک باقی می‌مانند. قبادی در فیلم خود از عدم منابع و نیز سهم کردها از بحران‌های بسیار فروان تمامی دوران دیکتاتوری صدام حسین و دو جنگ خلیج فارس به همان شیوه که دسیکا و روسلینی از فجایع دهه‌های 30 و 40 اروپاییان در فیلم‌هایشان استفاده کردند مدد می‌جوید. او همچنین از بازیگران غیر حرفه‌ای ، حتی کسانی که عضوی از بدنشان را در زمین‌های مین از دست داده‌اند استفاده می‌کند. زمین‌های مینی که در سرتا سر روستای کردها پخش شده‌اند و گل میخ‌های متصل به هر کدام‌شان یادآور میخک‌های تزئین شده بر روی گوشت ران عید پاک‌اند.
ما هرگز در نمی‌یابیم که دقیقاً چگونه ست لایت فرماندۀ این شهر چادر نشین می‌شود اما دستیارانش بدون هیچ سؤال او را همراهی می‌کنند. اوحداقل به دو نفر از ستوانان همیشه وفادار و امین خویش پشو (صدام حسین فیصل ) که با چوبهای زیر بغل خود گویی همانند یک توربین، با شتاب و سرعت فراوان جست و خیز می‌کند و شیرکوه (آجیل زیباری ) که تقریباً همیشه در حال گریه کردن است دستور می‌دهد. «ستلایت» توسط فرستادن کودکان به زمین‌های مین برای جمع آوری مین‌های منفجر نشده در حالی که سبدهای روستائیشان بر شانه‌هایشان آویزان است، برای خود و آن‌ها کسب در آمد می‌کند. هنگاو بی دست (هیرش فیصل رحمان ) نیز به آرامی مین‌ها را با استفاده از دندان‌هایش خنثی می‌کند.

تناقض‌های زندگی در یک منطقۀ جنگی به صورتی بسیار اندوهناک در صورت آگرین (آواز لطیف) 15 ساله، خواهر هنگاو و پرستار بی میل کودکی تازه راه افتاده به نام ریگا (عبدول رحمان کریم ) دیده می شود. صورت او، صورت کودکی است که توسط رنج‌های فراوان شکسته شده است. «ستلایت» فوراً عاشق او می‌شود (در تمام طول زندگیم به دنبال دختری مثل تو بودم)، اما آگرین قادر به همکاری با احساسات او نیست و اظهار عشق کردن‌های او را با خیره نگاه کردن‌های بی‌عاطفه پاسخ می‌دهد.

در فیلم «لاک پشت‌ها پرواز می‌کنند» تعداد بسیار کمی آدم بالغ وجود دارد و کسانی هم که هستند خیلی خوب نیستند. از آنجا که کودکان مجبور به معنی دادن به دنیا یشانند، به سراغ «ستلایت» ای می‌روند که اطلاعات را برای خویش برطبق آرزوهای ساده لوحانۀ خود تعبیر می‌کند. وقتی‌که او‌ برای اولین بار صدای هلیکوپترهای آمریکایی را می‌شنود، آن را « صدای پاسپورت‌های آمریکایی» معنی می کند. نیز هنگامی‌که خلبان‌ها اعلامیه‌ها را در هوا پخش می‌کنند او وانمود می‌کند که مفهوم نوشته‌ها این می‌باشد‌: «اینجا نوشته که ... ما بهترین دوستان شما هستیم... ما از کشور شما یک بهشت می سازیم.» سربازان آمریکایی ممکن است از روستاهای مصدوم کردستان بهشت نسازند ولی در آخر فیلم آن‌ها به اتفاق بچه‌ها کانال‌های ممنوعه را می‌بینند.

«لاک‌پشت‌ها پرواز می‌کنند»، ( عنوان فیلم رجوع به آزادی مرگ می‌کند) نه طعنه آمیزانه تمایل به نمایش باور «ستلایت» به تغییر پذیری ارتش آمریکا دارد و نه بیان مجددی از تصور عموم مردم آمریکا دربارۀ آدم‌های خوب و آدم‌های بد است. درعوض این فیلم، یاد آور ملایم و هوشمند از این واقعیت است که علی رغم جنگ‌ها، تحریم‌ها و ممنوعیت ها تا چه حد جهان ما کوچک ، ما به یکدیگر شبیه تر و مرزها و فرهنگ هایمان پر خلل و فرج‌تر است. جهان بینی این فیلم همچنین سرزنشی ملایم از دیدگاههای کوته بینانۀ سینمای آمریکا از جهان است.







نوشته: کارینا چوکانو، ( Carina Chocano )
18 فوریه 2005
ترجمه: شیرین برق نورد






كد: LR0034


 

 

 

 

 

 


مژ فیلم  ::  بهمن قبادی  ::  خبر  ::  فیلم بلند  ::  فیلم کوتاه  ::  نقد  ::  مصاحبه  ::  گالری عکس ها  ::  تماس


بهمن قبادی, مژ فیلم © 2006