|
نقد ادبي كيركهانيكات ازهاليوود - فيلم نيوهمانگ
تورنتو- نيمۀماه مثل بيشتر فيلمهاي بهمن قبادي سفري در درون سرزمين بسيار ناهموار و فراموش نشدني زيباي کردستان ايران ميباشد.
فيلم سرشار از تصاوير اسرارآميز، تقديرهاي غمانگيز، لحظات كمدي، شخصيتهاي احساساتي و پرهيجان ميباشد.
با وجود اينكه نيوهمانگ بخشهاي حزنانگيز قبادي را بيشتر جلوه ميدهد حس پذيرش سرنوشت هم در كنارش وجود دارد. بر اساس تكيه كردن يكي از شخصيتهاي اين فيلم بر روي اين موضوع حتي مرگ هم بدشانسي نميآورد.
قطعۀ مرگ (Requiem) ، موتزارت بهانه و پايۀ ساخت اين فيلم براي قبادي بود. اين فيلم از طرف جشنوارۀ نيوكراندهوپ (New crowned Hop)، در وين در ماه نوامبر براي جشن دويستوپنجاهمين سالروز تولد موتزارت حمايت شده است و تمام كارهايي كه توليد اين جشنواره ميباشد از موسيقی موتزارت الهام گرفته است.
قبادي اظهار ميكند كه (Requiem) احساس بسیار نزديكي به فضاي کردستان دارد و شخصيت اصلي اين فيلم كه موزیسین سالخورده و مشهور كردي است به اسم مامو، (اسماعيل غفاري) برگرفته از شخصيت موتزارت است.
در اين فيلم براي اولين بار قبادي از تهيهكنندهها و چند عضو گروه غربي استفاده كرده كه در ميان آنها دو فيلمبردار عالي به اسم نايجل بلاك،(Nigel Block) و كرايتونبون، (Crighton Bone) وجود دارد قبادي دوباره يك فيلم جذاب ساخته كه در بسياري از جشنوارهها و سالنهاي مخصوص در سراسر دنيا به روي صحنه خواهد آمد.
در فيلم مامو با وجود سن بالايش بعد از هفت ماه انتظار براي بدست آوردن مجوز اجراء كنسرت در کردستان عراق بسيار پرهيجان ميباشد.
ماموي آهنگساز كه 35 سال است در کردستان عراق موسيقی اجراء نكرده با اتوبوسي به بيرون شهر رفته تا پسرانش را با خود همراه كند.
بزرگترين مشكل اين كنسرت پيدا كردن يك خوانندۀ زن ميباشد كه قوۀ الهام مامو بوده و باعث تصميم او به اين كار ميشود.
او مجوز براي استفادۀ خوانندۀ زن در كنسرتش را ندارد. چرا كه زنهاي خواننده در ايران اجازۀ خوانندگي نداشته و او بايد هشوي آشفته حال را به صورت قاچاق از تمام ايستهاي بازرسي و گاردهاي سختگير مرزي رد كند.
در اين فيلم يكي از پسرهاي مامو از قبل احساس بدي به اين سفر داشته و اولين تصوير مامو در فيلم او را روي قبر تازه كندهايي كه استراحت ميكند نشان ميدهد. مثل اين كه مامو اين قبر را براي آن استراحت طولاني كه در انتظارش هست امتحان ميكند. تصاوير مسير آنها روياگونه شده و موانع زياد كمكم آنها را با خود درگير ميكند.
پسرها اتوبوس را ترك مي كنند، تفنگها در دور دست شليك ميكنند، آلتهاي موسيقی خراب ميشوند و يك دوست آهنگساز قديمي مامو ساعتها قبل از آمدن او به آن روستا ميميرد و همزمان كاست دوربيني كه كاكو، (راننده باوفاي اتوبوس مامو) با آن اين مأموريت تاريخي را ضبط كرده به اتمام ميرسد.
ناگهان يك شخصيت تازه در فيلم بر روي اتوبوس فرود ميآيد. اتفاقي كه نويسندۀ اين داستان در اين مورد تمايلي به توضيح آن به شكل واقعي ندارند. نيوهمانگ نتهاي ديگر موتزارت را كه اسرار آميز، متغير و شامل كمدي آميخته با تراژدي ميباشند انعكاس ميدهد.
يكي از خصوصيات منحصر به فرد اين فيلم موسيقی كردي ميباشد كه در طول تمام فيلم شنيده ميشود. اين موسيقي عجيب ولي به طرز شگفتانگيز صدايي است كه از سرزمين پر مشغله و مردم قوي تيرهبخت كرد بيرون ميآيد. قبادي هميشه از نابازيگران استفاده ميكند در حالي كه شما متوجه نميشويد. همچنين او عقيده دارد كه هنرپيشههايحرفهاي نميتوانند اين نقشها را به خوبي اجراء كنند چون از آدمهاي آماتور خود آنها نقش خود را دوباره بازي كرده و بخشي ديگر نقش شخصيتهايي را بازي ميكنند كه قبادي از بچگي به آنها آشنايي داشته است.
در اين فيلم كه شامل تصاوير قوي سينمايي ميباشد يكي از اين تصاوير كه شما را بيشتر جذب ميكند لحظهايي است كه قبادي هشو را از ميان 1334 خواننده و زن كه مجوز اجراء كنسرت را در اجتماع نداشتهاند و در تبعيد به سر ميبرند انتخاب ميكند. در اين صحنه خوانندهها كه دف به دست با لباسهاي محلي رنگارنگ در سراسر كوچهها و در پشت بامهاي يك روستاي قديمي در دامنۀ كوه با آواز ايستادهاند به طور مؤثري از سركوبي بشر در آن قسمت دنيا صحبت ميكند.
نويسنده: كيرك هانيكات، (Kirk Honeycutt)
مترجم: نازنين گنجوي
هاليود كاليفرنيا
سپتامبر 2006
كد: NR0014
|