مژ فیلم :: بهمن قبادی   ::  خبر   ::  فیلم بلند   ::  فیلم کوتاه   ::  نقد   ::  مصاحبه   ::  گالری عکس ها   ::  تماس

 

 مرگ دنياي بهتري است

بهمن قبادي فيلم‌ساز كُرد ايراني در مورد فيلم جديدش كه اولين فيلم ساخته‌‌شده در عراق بعد از سقوط صدام حسين است و نيز در مورد دنياي بي‌رحم بچه‌هاي عراقي صحبت مي‌كند.
21 ژانويه ــ «لاك‌پشت‌ها هم پرواز مي‌كنند» به‌ عنوان اولين فيلم بلندي كه بعد از سقوط صدام‌حسين در عراق ساخته‌شده، مي‌تواند بليت بهمن قبادي براي ورود به اسكار باشد. فيلم سوم اين كارگردان كُرد ايراني با تلخي و شيريني، زندگي در روستايي را شرح مي‌دهد كه منتظر شروع جنگ است. در حالي كه بزرگ‌ترها اخبار را از كانال‌هاي ماهواره‌اي امريكايي نگاه مي‌كنند، بچه‌ها سعي مي‌كنند از طريق جمع‌كردن مين‌ها چند دلار پول در‌‌بياورند. رهبر آن‌ها پسري به نام ستلايت است كه عاشق آگرين اسرارآميز و هميشه درحال فرار مي‌شود؛ كه از بي‌رحمي‌هاي جنگ به هم‌راه برادر بي‌دستش و بچه‌اي كور فرار كرده است. ولي نهايتاً نمي‌تواند از مصيبت به اين راحتي بگريزد. اين فيلم كه در حال حاضر توسط كمپاني IFC در حال پخش است، از هفتم نوامبر در امريكا به نمايش درمي‌آيد و‌ نيز نماينده ايران براي آكادمي اسكار است. قبادي به‌تازگي با ماري والا (Marie valla) از نيوزويك (newsweek) درمورد دنياي خودش صحبت كرد. دنيايي كه در آن بچگي بچه‌ها از آن‌ها دزديده مي‌شود و از دست بزرگ‌ترها هم در اين مورد كاري بر‌نمي‌آيد.

ــ كي بر روي اين فيلم شروع به كار كرديد؟

دو هفته بعد از سقوط صدام به عراق رفتم. در طول راه تا بغداد با دوربين هندي‌كم خودم فيلم گرفتم و متوجه شدم كه چه‌طور بعضي از اين مكان‌ها، مردم و بچه‌ها عجيب بودند. ايده اوليه من ساخت يك فيلم شهري بود نه يك فيلم در مورد كردستان. ولي وقتي اين فيلم‌ها را دوباره در ايران ديدم، دريافتم كه بايد دوباره به آن‌جا برگردم. بعد، در مدت سه‌ماه به پنج گروه مختلف تقسيم شديم كه لوكيشن‌ها و كاراكترهاي درست را پيدا كنيم. من مي‌خواستم اولين فيلم بلند بعد از جنگ و سقوط صدام‌حسين را بسازم.

ــ چرا تصميم گرفتيد كه داستان جنگ عراق را از نگاه كُردها بگوييد؟

صدام‌حسين تهديد كرده بود كه آن‌ها را با بمب‌هاي شيميايي، بعد از جنگ بمباران كند. آن‌ها هم به دليل اين ترس به مناطق مرزي رفته بودند كه بتوانند هر چه سريع‌تر به تركيه يا ايران بروند. چيزي كه براي من مهم بود اين بود كه واقعيت انساني و بچه‌هايي را كه در جنگ كشته يا زخمي شده و رنج‌كشيده بودند، چه در كردستان و چه در عراق و يا هر كشور ديگري در خاورميانه نشان بدهم. جنگ عراق آخرين جنگ بود و اين باعث شد كه من بخواهم به آن‌جا بروم و فيلمي بسازم كه اعتراضم را به شرايط موجود نشان بدهد. در نتيجه خطوط مرزي كشورها روي نقشه برايم خيلي مهم نبودند.

ــ وقتي فيلم‌برداري را شروع كرديد، جنگ به‌تازگي تمام شده بود. بچه‌ها چه احساسي نسبت به اين موضوع داشتند؟

راستش خيلي براي‌شان سخت نبود، چون مي‌دانستند قضيه به چه شكلي خواهد بود. بچه‌ها در فيلم بازي نمي‌كنند. آن‌ها نقش واقعي خودشان در زندگي را دوباره اجرا مي‌كنند. الان هفده‌سال از زماني كه من شروع به فيلم‌سازي كرده‌ام مي‌گذرد. من بودجه كافي ندارم كه از ستاره‌هاي سينما استفاده كنم. از اولين فيلم مجبور بودم از بازيگران غيرحرفه‌اي استفاده كنم، درنتيجه بعد از اين‌همه‌ سال، تجربه كافي براي اين‌كه از بازيگران غيرحرفه‌اي بازي حرفه‌اي بگيرم، پيدا كرده‌ام.

ــ بعد از اين‌كه فيلم‌برداري تمام شد چه اتفاقي براي‌شان افتاد؟

زندگي‌شان دگرگون شد. كودك نابينا تحت عمل جراحي چشم قرار گرفت و بينايي خود را بازيافت. پسري كه دست نداشت و آن پسري كه يك پا داشت به مدرسه فرستاده شدند. دختر 14 ساله (آگرين)، ‌از طرف تلويزيون كردستان براي مجري‌گري يك برنامه كودك استخدام شده و به‌طور مستمر حقوق خواهد گرفت. ستلايت پسر بسيار باهوشي است و خودش يك فيلم‌ساز خواهد شد. فيلم خودش را همين‌طور كه درس را ادامه مي‌‌دهد تا چند ماه آينده شروع خواهد كرد.

ــ ‌بزرگ‌ترهاي فيلم خيلي فارغ به‌نظر مي‌رسند. آيا نظر خودتان بود كه آن‌ها را اين‌طور نشان بدهيد؟

من فقط نود دقيقه وقت داشتم تمام چيزهايي را كه آن‌جا ديده بودم نشان بدهم و به اندازه كافي فرصت نداشتم كه مشكلات مخصوص بزرگ‌ترها را هم به تصوير بكشم. نه اين‌كه آن‌ها هيچ مشكلي نداشتند، من مي‌خواستم فقط با بچه‌ها كاركنم.


مصاحبه‌كننده: ماري والا
منبع: مجله نيوزويك







كد: IL0008

 

 

 

 

 

 


مژ فیلم  ::  بهمن قبادی  ::  خبر  ::  فیلم بلند  ::  فیلم کوتاه  ::  نقد  ::  مصاحبه  ::  گالری عکس ها  ::  تماس


بهمن قبادی, مژ فیلم © 2006